سيف بن محمد سيفى هروى

81

پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )

محو گردانيم . گفتند : مصلحت در آن است كه ملك اسلام ، يكى از ملك‌زاده‌گان را پيش شاه [ 337 ] زاده تبسين اقول فرستد . ملك شمس الدين پسر خود ملك ترك را و مصاحب او پهلوان جمال كينانى و هژبر الدين غورى را با تحف بسيار پيش شاهزاده تبسين اقول فرستاد . تبسين او را بنواخت و در جوار خود نزولش فرمود و قايم مقام ملك شمس الدين ملكى هرات را به دو مفوض كرد و بعد از بيست روز اجازت مراجعتش فرمود . ملك ترك با يرليغ و خلعت از لشكرگاه شاهزاده تبسين اقول بيرون آمد و چون به فوشنج رسيد ، اعيان و اكابر و ساير خلق هرات به استقبال او بيرون آمدند . روز ديگر در هرات درآمد و احكامى كه داشت بر خلق خواند و رسوم حكومت را چون پدر بزرگوار خود - ملك شمس الدين - مجدد گردانيد و رعيت را به نوازش و تربيت دل داد و راهها از قطاع و سراق ايمن كرد و از خير و شر هرچه واقع شد به خدمت ملك [ 338 ] شمس الدين باز نمود . 55 . حكومت ملك بهاء الدين در هرات چون شهور احدى و سبعين و ستمايه ( 671 ) درآمد ، در اين سال پادشاه [ 339 ] ابقا ، ملك بهاء الدين مزينانى « 1 » را به ملكى هرات فرستاد و اقبوقا و نجيب نعال را به شمارهء خلق . چون بهاء الدين به هرات رسيد ، مردم به استقبال تمام پيش او بيرون رفتند . مردم شهر را بنواخت و اقبوقا و نجيب نعال چون شماره بپرداختند ، مراجعت نمودند و ملك بهاء الدين پس از چندگاه از هرات پيش ابقا رفت و قايم مقام خود شهاب الدين زره [ اى ] را در هرات بگذاشت و مولانا فخر الدين قاضى هرات به نيابت خواجه شمس الدين صاحب ديوان در هرات ساكن شد و از اطراف و نواحى خراسان خلق روى به هرات آوردند و در آن سال غلّه و ميوه بىحد بود و خلق به آسانى و فراغت بال زندگانى كردند . 56 . آمدن امرا به شمارهء شهر هرات چون شهور اثنى و سبعين و ستمايه ( 672 ) درآمد ، در اين سال امير سونجاق و احمد برادر الادونوين و خواجه وجيه الدين و ملك جلال الدين سمنان به شمارهء هرات آمدند و مردم را چهار بخش كردند و [ هر ] بخشى را به يكى از اكابر شهر ، چون صدر خواجه عزيز الدين شهاب سق

--> ( 1 ) - مصحح در هامش چاپى « مرغينانى » را پيشنهاد كرده است .